close
تبلیغات در اینترنت
بوتیمار :غمگین صالح: سجادی
loading...

انجمن تخصصى خانواده تئاتر شهر تهران

بوتیمار غمگین   اي نخستين بدر، هر شب ديدنت را دوست دارم آسمان در آسمان تابيد نت را دوست دارماي خداي خاك !  وقتي ابرها را مي تكاني از درختي…

آخرين ارسال هاي انجمن

بوتیمار غمگین

بوتیمار غمگین

 


اي نخستين بدر، هر شب ديدنت را دوست دارم

آسمان در آسمان تابيد نت را دوست دارم

اي خداي خاك !  وقتي ابرها را مي تكاني

از درختي مرده ، خرما چيدنت را دوست دارم

دست هايت را همان اندازه كه شمشير مي زد

وصله وقتي مي زند پيراهنت را دوست دارم

آه اي بر چاه ِ عدل ِ كوفه بوتيمار غمگين

گريه كن اين ترس ازخشكيدنت را دوست دارم

درد اگر بر شانه هايت بود مرهم مي نهادم

آه از آن درد ِ دگر، ناليدنت را دوست دارم

تو نه قرآن ، نه، سر فرزند را بر نيزه ديدي

حكم اگر اين است من جنگيدنت را دوست دارم

دست بر خون قبضه ي شمشير مي رقصي و دشمن

مي رمد بي سر و من رقصيدنت را دوست دارم


*****

نه غزل ظرفيتش كم نيست اما دردهايت...!

آه بر اين بيت ها خنديدنت را دوست دارم

من از آن ياس، آن كه در دستان سرسبز تو خشكيد

خارج از باغ آخرين بوئيدنت را دوست دارم

سيم آخر را زدم ديگرجنون از حد گذشته است

هرچه بادا باد آقا من زنت را دوست دارم

دست هاي تو كليد رازهاي سر به مهر است

كمتر از آنم ولي فهميدنت را دوست دارم

تو همان ماه ِ دليل ِ آفتاب ِ آخريني

گفتم اي بدر نخستين، ديدنت را دوست دارم

 

 

 صالح سجادی
خانواده تئاتر شهرتهران بازديد : 164 سه شنبه 20 تير 1391 زمان : 18:19 نظرات ()
تبليغات

لينک دوستان

کدهاي اختصاصي